گالیله ایتالیایی بعد از این که دوربین فلکی خود را ساخت و با آن سیارات دنیای خورشیدی را از نظر گذرانید متوجه شد که ان سیارات اطراف خود می گردند . با توجه به این که گالیله به خوبی می دانست که زمین مانند دیگر سیارات سامانه خورشیدی میگردد باید حدس زده باشد که زمین هم مانند دیگر سیارات اطراف خود می گردد اما اثری از حدس او در اثارش نمی بینیم ، آیا آن دانشمند از بیم سازمان تفتیش عقاید مجبور شد حرکت زمین به دور خورشید را انکار نماید .
از ترس همان سازمان جرعت نکرد بگوید که زمین اطراف خود میگردد ، چون اگر بعد از توبه و استغفار صحبت از حرکت زمین ( حرکت وضعی ) میکرد , چون توبه خود را شکسته بود نمی توانست او را از زنده سوختن در اتش نجات دهد ، زیرا سوء نییت او در سازمان تفتیش عقاید به ثبوت میرسید .
گالیله نه فقط در زمان حیات صحبتی از گردش زمین در اطراف خود نکرد ، بلکه بعد از مرگ هم در نوشته هایش چیزی دیده نشد که نشان بدهد وی به گردش زمین اطراف خود پی برده بود .

در قرن شانزدهم میلادی یک دانشمند اختر شناس دیگر در دانمارک میزیست که عقیده به گردش زمین در اطراف خورشید داشت و به اسم ( تیکو براهه ) خوانده میشد . تیکو براهه از طبقه اشراف دانمارک به شمار می آمد و بر عکس ( کوپور نیک ) لهستانی که گاهی محتاج نان شب بود با تجمل میزیست و در کاخ خود مهمانی های با شکوه برگذار میکرد .
تیکو براهه در سال 1601 میلادی و اولین سال قرن هفدهم زندگی را بدرود گفت . مردی بود که مطالعات نجومی او خیلی به ( کپلر ) المانی کمک کرد و بدون تیکو براهه کپلر آلمانی نمی توانست سه قانون مشهور خود را مربوط به حرکت سیارات از جمله زمین اطراف خورشید کشف کند .

تیکو براهه نتوانست به گردش زمین به اطراف خود پی ببرد و اگر پی میبرد میگفت همان طور که حرکت زمین را اطراف خورشید علنی تاکید میکرد .
تکیو براهه در کشوری میزیست که سازمان تفتیش عقاید در آنجا ( در کشور دانمارک ) شعبه دیگر نداشت ، و اگر به گردش زمین به دور خور پی میبرد بدون ترس ابراز میکرد . کوپر نیک لهستانی و کپلر آلمانی هم از این جهت نظرییه خود را راجع حرکت زمین اطراف خورشید علنی ابراز کردند که خارج از قلمرو قدرت سازمان تفتیش عقاید میزیستند .
در همان موقع که سازمان تفتیش عقیده با شدت مانع از این بود که نظریه کردش زمین اطراف خورشید ابراز شود مستحجن ترین کتابهای مخالف عفت علنی در دست مردم بود ‚سازمان تفتیش عقاید جلوی آن کتاب ها را نگرفت و به نویسنده گانش کاری نداشت .
کپلر آلمانی که در سال 1630 میلادی زندگی را بدرود گفت با سه قانون که راجع به حرکت سیارات کشف کرد نه فقط در آن روزها ، دنیای علم را وادار به تحسین نمود بلکه امروز هم هر کس که قوانین سه گانه او را می خواند زبان به تحسین میگشاید و یکی از قوانین وی این است که خط سیر سیارات از جمله کره زمین در اطراف خورشید بر خلاف آنچه کپر نیک تصور میکرد ، مدور نیست بلکه بیضوی میباشد و خورشید در یکی از دو کانون بیضی قرار گرفته است .

در نیمه دوم این قرن که پرتاب سفینه های فضایی به آسمان رفته رفته کاری عادی شد حقیقت قانون اول کپلر مبنی بر این که خط سیر هر سیاره اطراف خورشید بیضوی است و در مورد سفینه های فضایی به ثبوت رسید‚ برای این که سفاین فضایی هم که با دست بشر به فضا فرستاده میشود در پیرامون زمین یا ماه یک مدار بیضی را طی میکند .
آن دانشمند بزرک که با کشف سه قانون نجومی نبوغ خود را به ثبوت رسانید نتوانست به حرکت زمین پی ببرد .
ولی امام جعفر صادق ( ع ) در دوازده قرن قبل از این در یافت که زمین اطراف خود میگردد و انچه سبب توالی روز و شب میشود گردش خورشید در اطراف زمین نیست ( که ایشان ان را از لحاظ عقلی غیر قابل قبول میدانست ) بلکه گردش زمین در اطراف خود سبب میگردد که روز و شب به وجود بیاورد و دائم نیمی از زمین تاریک و شب باشد و نیم دیگر روشن و روز .

قدما که عقیده به کروی بودن زمین داشته می دانستند که پیوسته نیمی از زمین شب است و نیمی دیگر روز ولی آنها روز و شب را ناشی از حرکت خورشید در اطراف کره زمین میدانستند .

چه شد که امام جعفر صادق ( ع ) در دوازده قرن قبل از این توانست پی ببرد که زمین اطراف خود می گردد و در نتیجه روز و شب به وجود می اید ؟
دانشمندان قرون پانزدهم و شانزدهم و هفدهم میلادی که نام جند نفر از آنها برده شد با این که قسمتی از قوانین مکانیک نجومی را کشف کرده بودند نتوانستند پی ببرند که زمین به دور خود می گردد و چگونه امام جعفر صادق در نقطه ای دور افتاده چون مدینه که از مراکز علمی آن روز دور بود توانست دریابد که زمین اطراف خود می گردد .
مراکز علمی در آن روز قسطنطنیه و انطاکیه و جندی شاپور بوده و هنوز بغداد از نظر علمی آن قدر اهمییتی نداشت که دارای مرکزیت باشد و در آن سه مرکز کسی پی نبرده بود که زمین اطراف خود می گردد و از آن گردش شب و روز پدید می آید . ایا امام جعفر صادق ( ع ) که به این حقیقت علمی پی برده بود از قوانین مکانیک نجومی اطلاع داشت و می دانست که اثر نیروی جاذبه که با دو شکل ، یکی به شکل نیروی فرار از مرکز و دیگر به شکل نیروی جذب به سوی مرکز بروز می کند سبب میگرد که اجرام آسمانی دور خود بگردند .
چون بعید است که ایشان بدون پی بردن به این دو شکل توانسته باشند به حقیقت گردش زمین به اطراف خود پی ببرند .

برگرفته از : کتاب مغز متفکر جهان شیعه ترجمه ذبیح الله منصوری

By روابط عمومی پورتال

روابط عمومی پورتال الکترونیکی نجوم

پست های مرتبط

یک دیدگاه